مرتضى راوندى
414
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مردم مانند ملت پروس و « ينگى دنيا » ، زن و مرد از علم بهرهياب گردند تا نفع آن عام باشد . . . » « . . . بزرگان ملك ، هيچ شوقى به شنيدن حرفهاى ميرزا فتحعلى نداشتند . . . به مستشار الدوله نوشت : طرح الفباى نو ، در مزاج وحشيان آفريقا و آمريكا نيز مؤثر مىافتاد ، اما در طبيعت اولياى تهران اثر نمىبخشيد و تا امروز جوابم نمىدهند . . . ميرزا فتحعلى ، به ميرزا حسينخان ، در راه نخستين سفر ناصر الدينشاه به اروپا گفت : شما به آرزوى خودتان كه صدارت است رسيديد ، من هنوز از آرزوى خودم كه تغيير الفباست محرومم . پاسخ مشير الدوله ، حكايت از وجدان و مسئوليتشناسى او مىكند : « من نيز هنوز به آرزوى خودم نرسيدهام ، به آرزو رسيدن اين نيست كه بيايم در مسند صدارت بنشينم ، آخر در اين مسند ، بايد كارى هم بكنم هنوز كارى نكردهام . » چه بسيار نادرند زمامدارانى كه وجدان منفعل داشته باشند : ميرزا فتحعلى : تكرار كرد كار را به معاونت كدام اشخاص توانيد كرد ، بايد اول آدم تدارك كنيد . . . اينها كه امروز در ايران على الظاهر نفس مىكشند همه در باطن مرده حساب مىشوند . بايد به رگهاى ايشان خون تازه و گرم ريخته به جنبش آورد . خون تازه ، عبارت از ايجاد الفباى جديد و تعليم علوم جديد است . . . » « 1 » خوشبختانه تغيير الفبا در ايران ، كه بر خلاف تركيّه ، داراى فرهنگ و ادبيّاتى بسيار غنى و هزار ساله است عملى نشد ، ولى روش آموختن زبان فارسى و تعليم و تربيت ، بهوسيله آموزگاران مجرّب و كاردان ، تغيير كلى يافته است و امروز با استفاده از روش و اسلوب تدريس باغچهبان و ديگر آموزگاران مبتكر و كاردان ، در كوتاهترين مدت ، كودكان ، مىتوانند از نعمت خواندن و نوشتن برخوردار گردند . انديشهء سياسى ميرزا فتحعلى آخوندزاده « انديشهساز فلسفهء ناسيوناليسم جديد ، مروج اصول مشروطيت و حكومت قانون است ، نماينده فلسفه سياست عقلى عرفى ( Secularism ) است و از جهاتى پيشرو همه متفكران ايران و مصر و عثمانى است . . . « ميرزا فتحعلى رساله مكتوبات كمال الدّوله را در 1280 نوشت ، جوهر اين رساله انتقاد از سياست و روش حكومت يعنى مهمترين بنيادهاى اجتماعى است . و انگيزهء نويسنده ، پرورش هوشيارى تاريخى است . . . ايجاد تفكر ملى و اصلاح و ترقى جامعه است در حال و آينده ، مىخواست استبداد سياسى تغيير پذيرد و مشروطيت و حكومت قانون جايگزين آن گردد ، ظلمت جهل برافتد و اصلاح دين از راه مبارزه با
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 104 به بعد .